دلایل جذابیت دوسرتو برای مطالعات معاصر به چند دلیل است : اول اینکه : بحث های او در باب عمق و گستره ی زندگی روزمره توسط سورئالیست ها، لفر ، Lefebvre و وضعیت گراها توسعه پیدا کرده است. دوم اینکه : به این دلیل که او در تقابل با تمایل فرانسوی در تلخیص نظری قرار داشت ، دوسرتو تا این اواخر،تشابه کمی با اندیشمندان سرزمین خود داشت .در خیلی از موارد ، رویکرد او به فرهنگ عامه و زندگی روزمره با رویکرد انگلیسی ها (پس از جنگ جهانی ) همچون هوگارت ، ویلیامز و تامپسون موازی بود..... در نهایت ، خیلی از بحث های او درباره ی زبان ، بازنمایی و دیگری ، که ذاتا شامل عنصری اخلاقی بود، در کارهای پسا ساختارگراها و پست مدرن های فرانسوی مورد توجه قرار گرفت.به عنوان نمونه ، او انتقادی قاطع از ایده های فوکو درباره ی گفتمان و قدرت را مفصل بندی کرد. در نهایت او رویکردی اتوپیایی و انتقادی را برجای گذاشت که تاکیدی عمده بر عامل انسانی و امکان مقاومت در برابر خرد بوروکراتیک را مطرح می سازد.
دوسرتو میان تاکتیک و استراتژی تمایز قائل می شود.او در بنیاد اصلی کار خود با پیر بوردیو اشتراک وسیعی داشت .یک « عمل » از منطق ویژه ای پیروی می کند. این منطق شیوه ی مشخص تفکر و عمل کردن است........ دوسرتو معتقد است که « حاشیه ای بودن » امروزه توده ی جمعیت را تعریف می کند و این فرایند حاشیه ای شدن در مرکز بازتولید مصرف کننده ی سرمایه داری قرار دارد.او می گوید که « نظام » به طور گسترده ای خود را تقویت می کند و بازتولید در پشت صحنه ی عوامل اجتماعی ، (همچون آلتوسر ساختارگرا) جای می گیرد.به بیان دیگر ، ما به طور با دقتی موقعیت ها را به هم متصل می کنیم : در انجام دادن مصرف گروههای اجتماعی ، طبیعت کالا و فشار آوردن بر بازی در مدت فعالیت خود مصرف . اینجا ،جایی است که دوسرتو از بوردیو جدا می شود ، در حالی که بوردیو به نظر می رسد معتقد است که عمل تنظیم می شود توسط رشته ی روشنی از حکومت محلی شده در یک فضای ویژه ( به ویژه در فضای آموزشی )،دوسرتو بر خلاف او بر این باور است که هیچ منطق مجرد عملی در کار جامعه ی معاصر وجود ندارد ، بلکه یک رشته ای از منطق های چندگانه و متناقض ، پنهان و انواع دیگر وجود دارد.همچنین ، دوسرتو معتقد است تاکتیک های مصرف ، شیوه هایی ابداع می کنند که استفاده ی نیرومند را سست می سازد و به همین ترتیب بعد سیاسی اعمال روزمره را نشان می دهد.مصرف کنندگان از طریق انطباق « سرگردان » یا اعمال بی شکل تولید می کنند،
میشل دوسرتو در نوشته های مختلف اش ، یک رویکرد متفاوت در تحلیل انتقادی زندگی روزمره را به نمایش می گذارد.او به نظریه ی مدرن بدبین است . او توجه اش را به ترسیم خشونت نمادین متمرکز می کند که می تواند با یکپارچگی اعمال روزمره و « دیگری » ،تحت تغییر شکل دادن فهم نظری نظام مند واقعیت اجتماعی واقع شود......به علاوه ، کالبد شکافی مردم نگارانه ی منطق های متغیر ثبت شده همچون اعمال دنیوی ، فهم ما را از اینکه آنها واقعاً چگونه بر روی زمین کار می کنند ، و اینکه چطور اشکال مقاومت به عمل می کنند ، را توسعه می دهند.سرانجام اینکه، بحث های او به طبیعت مصرف ، صورت بندی و رضایت مندی نیازمندی های بشری ، نقش آرزو و شاعری ، و عمل کردن ایدئولوژی بر می گردد که چالش های تاثیر گذاری بر دامنه تندروی های چپ گذاشته و پیش از آن کمک به تولید بحث های مولد زیادی در این باب کرده است........ در نهایت شاید آنچه لازم باشد ، ترکیب کردن جنون فوکو و ایده الیسم دوسرتو است .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 9:52  توسط امین پروین
|
|
|