تبليغاتX
نظریه فرهنگ - مخاطره جویی در زندگی روزمره

 

 

 

 

مایک فدرستون در مقاله خود در باب زندگی روزمره  و زندگی قهرمانی چنین می گوید « اگر زندگى روزمره حول محور امور پيش‏ پاافتاده و بديهى ‏انگاشته‏شده و معمولى دور مى‏زند، پس نشانِ زندگى قهرمانى، امتناع آن از اين قاعده براى رسيدن به زندگى خارق‏العاده‏اى است كه تهديدى است نه فقط براى امكان بازگشت به اعمال يكنواخت روزمره بلكه مستلزم به خطر انداختنِ آگاهانه و عمدىِ خود زندگى است.»

زندگى قهرمانى از بسيارى جهات داراى همان ويژگى مخاطره‏جويى يا مجموعه‏اى از مخاطره‏جويى‏هاست. کرایب می گوید که زیمل ماجراجو را فردی در نظر می گیرد که تداوم زندگی روزمره را قطع می کند. به عقیده زیمل هر ماجرایی یک شروع و یک پایان دارد و « غالبا یادآوری جزئیات ماجرایی به طور دقیق دشوار است زیرا بخشی از زندگی روزمره نیست »،ماجرا به دلیل خاصیت شگفت انگیز بودن محو می گردد همان طور که رویا واجد این ویژگی است.به عقیده ی زیمل ماجرا منفصل  از زندگی است اما در عین حال بخشی از آن به شمار می رود و « در نتیجه به نظر می آید که به طریقی کل زندگی درون آن است».( کرایب ، 1382:283)

گئورك زيمل ( a 1971) در مقاله‏اش درباره مخاطره‏جويى مى‏گويد كه مخاطره‏جويى خارج از پيوستار معمول حيات روزمره رخ مى‏دهد و بنا بر اصول اين زندگى، بايد از نظر افكنده شود. مخاطره‏جو دركى متفاوت از زمان دارد، دركى كه مستلزم احساسى شديد نسبت به حال و بى‏اعتنايى به آينده است. زيمل به خوبى آميزه‏اى را به دست مى‏دهد از رها كردن خود به دست سرنوشت و ساختن سرنوشتِ خود، يعنى همان چيزى كه از آن سخن گفتيم. ما در مخاطره‏جويى خود را رها مى‏كنيم در دامان «قدرتها و تصادفات جهان، كه مى‏توانند ما را خرسند سازند و در همان حال مى‏توانند ما را نابود نيز بكنند» (زيمل، 193 : a 1971). ما همزمان از محاسبات و دستاوردهاى جهانِ كار دست مى‏كشيم تا قابليت كنش قاطعانه را در جهان به دست آوريم. از اين رو مخاطره‏جو «حالت فاتح را دارد»، كسى كه در به چنگ آوردن موقعيتها سريع است و نيز «با عناصر محاسبه‏ناپذير زندگى، آن برخوردى را مى‏كند كه ما معمولاً فقط اين برخورد را با آن چيزى مى‏كنيم كه بنا به تعريف، گمان مى‏بريم كه محاسبه‏پذير است» (زيمل 193 : a 1971). افزون بر اين، مخاطره‏جو قادر به خلق معنايى از وحدت است، تركيبى از فعاليت و انفعال، بخت و ضرورت. مخاطره‏جو از درون زندگى‏اش كه فاقد نظام است، نظامى مى‏سازد. اين آن قابليت شكل‏بخشى به زندگى است كه نشانِ شباهتى است ميان مخاطره‏جو و هنرمند و به همان‏سان نشان جاذبه مخاطره‏جوست براى هنرمند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 10:58  توسط امین پروین  |