|
همچون هر رشته ی دانشگاهی دیگر، جامعه شناسی هم سنتهای مشخص خود را دارد. اعضای چنین رشته ای، تجربیاتی خاص را که با خواندن کتابهای مشابه و بحث در خصوص نظرات همسان بدست آمده است را به مشارکت میگذارد، هر کسی، چیزی در خصوص ماکسوبر و یا تالکوت پارسونز میداند و همین طور در مورد جامعه گوشه خیابان و راههای تحلیل، چیزی خوانده است. این بدان معنی نیست که چنین سنتهایی ضرورتاً در هر مسئله دنیایی ضروری محسوب میشوند، تنها اینکه اینها بخشی از زیر رشته این رشته به شراکت گذاشته شده است. در رشتههایی که به چندین زیر مجموعه تخصصی، مثل حالت فعلی جامعه شناسی، تقسیم میشود، چنین تجربیات مرتبط و معمولی کم خواهد بود ممکن است شامل تنها خواندن بعضی از آثار بسیار تأثیر گذار موسسان رشته ها باشد، با ارائه و نمایش بعضی از تئوریسینهای بسیار مؤثر خود و با آموختن جداسازی در میان روشهای اسلوبشناسی اصلی نظم. به هر حال، حتی چنین تجربیات معمول مرتبطی هم اساس یک فرهنگ لغات مشترکی را به همراه خواهد داشت. همین کلمه است که همه ساله در سالگرد همایش نظم دوباره به تصویب میرسد. همچنین این لغت برای دستهبندی انوع مختلفی از کار مورد استفاده قرار میگیرد – برای طبقهبندی مردم به عنوان «اثرات متقابل سمبلیک» یا به عنوان «بوم شناسی جمعیتی» - و برای قانونی ساختن آنچه برای تحقیق مورد انتخاب قرار میگیرد، همین طور روشی که برای دنبال کردن انتخاب خواهد بود. برای داشتن حوزه ای وسیع تر در این رشته، لغات مشترک یک پشت صحنه در هر بحث فرعی خاص از نظم فراهم خواهد ساخت. درک نشانههای کلاسیک از موارد تئوریک اصلی و از روشهای اسلوب شناسی به عنوان راهنماهایی برای بسیاری از این مباحثات مورد استفاده قرار میگیرد، از جمله مواردی که توسط عدم توافق شکل خواهد گرفت که دانش پژوهان را به خود مشغول خواهد ساخت که چنین رسم و رسومی را به مشارکت میگذارند. اغلب این راهنماها به صورت مجازی باقی میمانند، به این دلیل که به عنوان موارد قابل پذیرش گفتمان در نظر گرفته میشود. در میان جامعه شناسان که علاقمند به فرهنگ و تمدن هستند، یک آشنائیت عمومی میتواند همراه با در نظر گرفتن آثار و فعالیتهای چنین افرادی کلاسیکی مثل ماکس وبر، امیل دورکیم و کارل مارکس فرض شود. آثار چند تئوریسین معاصر – پیتر برگر – هم ممکن است نوعی حالت خاص توتمی برای بحث و مذاکرات پارلمانی در نظر داشته باشد. به علاوه، چنین فعالیتهایی در ارتباط با درک خاصی از روشهای اصلی جمع آوری اطلاعات هدایت شده و مورد ارزیابی قرار میگیرد که در حال حاضر در دسترس است (مشاهدات شرکت کنندگان، تحقیقات مطالعاتی و غیره). موافقت عمومی در خصوص اهمیت دقیق چنین موارد تئوریک و اسلوب شناسی ممکن است کم باشد، اما وجود آنها زمینهای را در خصوص فراهم ساختن چشم اندازهایی همراه با راهنمایی خود، مطرح خواهد ساخت. در پیوستگی موضوع فعلی و در چنین شرایطی، یک فعالیت جامعه شناسی در خصوص فرهنگ نه تنها به عنوان اهمیت بسیاری از چشم اندازها مشابه تقسیم خواهد شد بلکه در یک حالت عمومی نامطمئن هم هست. در چنین موقعیتی مربوط به دیگری میباشد. به همین دلیل بدست آوردن ساده با اشاره به یک جزء از فعالیت به عنوان نمونهای از این موارد، «جامعه شناسی دورکهیمی» یا «ساختار گرایی» کار دشوار و دور از ذهنی است. به علاوه، انتظار داشتن اینکه حتی خصوصیات راهنمایی، مثلا، وبر یا مارکس توافقات بیشتری را به همراه خواهد داشت، خیلی زیاد است. رسم و رسوم تئوریک، موضوع محرمانه مناقشات یا، در بدترین شرایط، محرمانه تعیین شدهای به جای فراهم ساختن یک نقطه شروع برای فعالیت جدی خواهد بود. مگر تشخیص موقعیت فعلی کاملاً بدبینانه باشد، خیلی سودمندتر است که در دسترس بودن مشخصات منطقه و موضوع را با اختراعات جدید یا با شروع مواردی نو در تحقیقات تجربی را نادیده بگیریم. در حقیقت، هر دو مورد از این استراتژیها میتواند در توزیعات مشخصی از این مورد ، دیده میشود. به هر حال، شایستگیهایی هم در این ارزیابی وجود دارد، حداقل در هنگام عبور از دانش عمومی پیش از تلاش برای جلو راندن موضوع. چنین راهنمای مشخص در مطالعه فرهنگ در حال حاضر واضح خواهد بود. بررسی کردن تفاوتها در میان این موارد اصلی نمیبایست حداقل بعضی از این مناقشات فعلی در این زمینه را مشخص سازد. و شاید فرضیات در نظر گرفته چنین مناقشاتی را مد نظر قرار دهد. به علاوه، این مورد ممکن است بعضی از موارد راهنمایی و رو به جلو را در نظر داشته باشد. خیلی ساده لوحانه است که فکر کنیم انوع مختلفی از محققان بر بسیاری از کنشها بسیار ساده این تفاوتها یا مسائل فعلی توافق دارند. اما چنین تلاشی به ساختن بعضی از مشخصات معمول در حجم زمینههای تهاجم در فصول بعدی مورد نظر قرار خواهد گرفت. در فصل قبلی پیشنهاد شد که فعالیت فعلی در زمینه جامعه شناسی میتواند به چهار روش کلی تقسیم شود: ذهنی، ساختاری، نمایشی ونهادی. حالت دستهبندی، مربوط به فعالیت فعلی است نه توسعه تاریخی حوزه تحلیل فرهنگی – در حقیقت اینگونه مطرح شده است که سه روش آخر تازگی دارند، حداقل به عنوان روشهای مشخص کننده، و اینکه بسیاری از این مباحث در فصول بعدی همراه با تفسیر چنین روشهایی و آزمایش قدرت آنها و ضعفشان مد نظر قرار خواهد گرفت. برای دنبال کردن توسعه تاریخ این زمینه، میبایست موقتاً یک طرح متفاوت انتخاب کنیم که سه حالت رسمی تئوریک و تاریخی را مشخص سازد. این سه حالت سنتی در مسائل تاریخی مشخص هستند، اما هر یک مرتبط با وضعیت فعلی تحلیل فرهنگ میباشد. دو مورد اول از این سنتها، برای توسعه روشهای ذهنی فرهنگ در نظر گرفته میشود، سومین مورد که به وضوح برای روش ساختاری است و بعد هم روشهای نمایشی و نهادی. اولین سنت به بهترین شکلی توسط نوشتههای مارکس وبر، و دورکهیم، تصویر شده است که در نیمه دوم قرن نوزدهم مینوشتند و البته دهههای اول قرن بیستم و چارچوب اولیهای را برای هدایت توسعه جامعه شناسی با موضوع فرهنگ فراهم ساختند. این راهنمایی ممکن است به صورت کلاسیک مطرح شود. دوم، بدنه ادبیات است، شاید به عنوان یک موضوع «نئوکلاسیک» که از نویسندههای کلاسیک قرض گرفته شده است ولی بعضی از فرضیات آنها را هم رد میکنند و عقاید سایر سنتها را به تصویر میکشد و به صورت ویژهای روش فرهنگی را دوباره هدایت خواهد ساخت. نویسندهها این سنت را به صورت مثالی به نمایش گذاشتهاند از جمله پیتر برگر و توماس لاکمن، کلیفورد گیرتز و رابرت بلاه. در نهایت یک بدنه فعالیت وجود دارد که به صورت کلی در اروپا توسعه یافته است و در دهه گذشته مورد توجه محققان آمریکایی قرار گرفته است. نمایشی براساس ساختار گرایی بیش از فعالیتهای بومی زمینه آمریکایی به چنین ادبیاتی بسیاری از فرضیات نهایی ساختارگرایی را کنار گذشته است ولی بعضی از تأکیدات ساختار گرایان در خصوص الگوسازی داخلی یا ساختار فرهنگی را مشخص خواهد کرد. نویسندههایی مثل مری داگلاس، میشل فوکو و یورگن هابرماس این روش را مورد استفاده قرار دادهاند. برای حصول حالتی بهتر و مناسبتر، به آن سنت – «پسا ساختار گرایی» گفته میشود.
+ نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 18:7  توسط امین پروین
|
|
|